ابو القاسم راز شيرازى

204

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تعالى ] روح او را از عالم جبروت و ملكوت و ملك ، ذكر كردن انسان است به ايجاد كردن قلب و عقل و نفس و بدن او ، فعلىهذا ذكر كردن حقّ تعالى عبد را به وصف ايجاد ، و اظهار مراتب روح و قلب و عقل و نفس و بدن است و اين را چه نسبت است با ذكر كردن انسان ، حقّ تعالى را به وصف و ذكر زبانى يا قلبى يا عقلى ؛ زيرا كه وارد است كه : « كلّما ميّزتموه باوهامكم فى ادقّ معانيه فهو مخلوق مثلكم ، مردود اليكم » « 73 » : « اذكروا اللّه شاه ما دستور داد * اندر آتش ديد ما را نور داد گفت اگرچه پاكم از ذكر شما * نيست لايق مر مرا تصويرها ليك هرگز مست تصوير و خيال * در نيابد ذات ما را بىمثال « 74 » » پس ، فوائد ذكر كردن حقّ تعالى انسان را راجع است به ذات انسان و فوائد ذكر كردن انسان ، حقّ جلّ و علا را نيز راجع به ذات انسان است . و حقّ تعالى منزّه است از ذات انسان چه رسد به افعال و اذكار او . امر كردن خداوند مر انسان را بذكر خود از براى متفطّن ساختن عبد است بر منن سابقهء خود بر او كه ايجاد و انعام اوست به نعمت وجود و لوازم وجود تا آنكه شايق و مشتاق گردد ، و توجّه و اقبال كند به حقّ جلّ و علا ، و استفاضهء فيوضات از بحار رحمت‌هاى الهيّه نمايد ، و به مرتبهء كمال انسانيّه كه خلافت الهيّه است فايز گردد . لهذا حضرت امام عليه السّلام مىفرمايد كه بگردان ذكر خود را به ازاء ذكر حقّ تعالى مر ترا ، و حال آنكه بىنياز است از تو - چنان‌كه گفته آمد - . پس ذكر حقّ جلّ و علا مر ترا اجلّ و اسنى و

--> ( 73 ) - هرآنچه را با وهم و پندار خويش در دقيق‌ترين معانى آن تشخيص دهيد آن خود مخلوقى همچون شما و بسوى شما مردود باشد نه خداى تعالى . ( 74 ) - اين سه بيت از مثنوى مولوى است ، و جملهء اوّل بيت اوّل اشاره است به عموم آياتى كه حقّ تعالى در آن آيات امر به ذكر خود فرموده است .